
حسادت یه احساسه و مُمكنه دیگران بر اساس احساسی كه دارن كارهایی رو هم در حق ما انجام بدن و مُمكنه كه انجام هم ندن. اینكه لزوماً حسادتِ افراد به بدبختی ما مُنجر بشه غلطه. مثل اینكه همه ناكامیها یا حوادث رو به چشم شور و چشمزخم نسبت میدن و این خوب یه خُرافات هم بیشتر نیست. بعضی وقتها هم ترس و منفیبافی خودِ ما در برابر رفتارهای حسادتآمیز اطرافيان باعث میشه كه انرژیهای مُثبتِ ما تخلیه بشن و ما خودمون و موقعیتهامون رو ببازیم. در حالی كه طرفِ مُقابل ممكنه در عمل نفع و ضرری رو هم مُتوجه ما نكرده باشه.اسفند دود میكُنیم !
اصل حسادت از اینجا شكل میگیره كه منابع در دسترس ما در دُنیا محدوده. بعضی وقتها اطرافیان فكر میكُنن كه ما جای اونها رو تنگ میكنیم یا حق اونها رو خوردهایم یا اون چیزی كه دستِ ما رسیده باید مالِ اونها میشُده نه مالِ ما. حالا این داراییها فقط مادی نیستن میتونن كمالاتی باشن كه افراد كسب میكُنن و تواناییهای فكری اونها.
شاید بشه شخص حسود رو مُجاب كرد كه ما چیزی بیشتر از اون نداریم و شاید هم بشه داشتهها رو به اشتراك گذاشت و كمتر برای مردم قیافه گرفت تا حس حسادت به ما كمتر بشه. البته نیروی مُعجزهآسای مُحبت و عشق هم كه طبق معمول هر فردِ بدخواهی رو خلعسلاح میكُنه
حالا راههای نزدیكتری هم هست كه همیشه بهترین راه نیست. قطع رابطه ! كــُنتاكت ! نادیدهگرفتن اشخاص ، و سیاست در قـــِبالِ اونها یعنی اینكه با پنبه سرشون رو بـبُریم!
«حسادت يعني : آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد.»
شاید این تعریفی باشه كه ما با دیدِ منفی از تبعاتِ منفی حسادت مطرح میكنیم. كه این یك نگاهِ مذهبی و مُطلق به موضوعه و اگه به نسبی بودنِ اخلاق اعتقاد داشته باشیم موضوع فرق میكُنه. منظورم اینه كه چون همه ما تا حالا حسادت كردهایم و كسی نیست كه معصوم از این احساس باشه ، لازمه كه اون رو به چشم یك احساس واقعی در وجودمون ارزیابی كنیم. تمام احساساتِ ما با هم آمیخته هستن و تمامشون هم میتونن تبعاتِ مُثبت یا منفی داشته باشن. مثل احساساتِ جنسی ، یا حتا حسادتِ جنسی! مثلاً حسادتِ جنسی از یك طرف میتونه عاملی برای ضربهزدن به رقیب باشه و از سوی دیگه میتونه نظر شخص حسود رو به معشوقش بیشتر جلب كُنه. بنابراین خارج از این مثال اگه حسادت رو به صورتِ كــُلّی هم بررسی كنیم ، میگیم اون جنبه از حسادت كه ما نواقص ما رو به چشممون میاره و عاملی برای رقابت سالم میشه ، مُثبته و اگه بخواهیم دیگران رو زیر بكشیم تا این نقص به چشم نیاد منفیه.
سؤال : آیا به زیركشیدن یا زیرآبزدن ناشی از حسادت واقعاً موضوعی منفیه؟
جواب : هم بله و هم خیر ! اینجاست كه نسبی بودنِ اخلاق روشن میشه. دقت كنین.
نمیدونم چرا یادِ این جمله از كتاب قرآن هم اُفتادم:
« ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسب الله عدواً بغیر علم »
خلاصهاش میخواد اشاره كنه به همون ضربالمثلی كه میگه «كسی كه توی خانه شیشهای نشسته به خانه دیگران سنگاندازی نمیكُنه». یعنی اگه واضحتر بخواهیم بگیم این میشه كه وقتی شُما كاری رو در جامعه پیش میگیری داری اون رو تبلیغ میكُنی و در واقع مجوز صادر میكُنی كه دیگران هم همین كار رو در حق تو انجام بدن. بنابراین خودت هم از تبعاتِ حسادت و ضربههای ناشی از اون از طرفِ دیگران طبعاً در امان نخواهی بود! اگه برات مُهم نیست با خیالِ راحت حسادت كُن و با خیالِ راحتتر به خاطر این احساس به مردم ضربه بزن! در غیر اینصورت «هر چه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند»..
