تبليغاتX
نی محزون
 
221 magnify

خانم فائقه آتشین"گوگوش"در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.

برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
"گوگوش" کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک خانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتنخانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کردآفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی در این مورد می گوید: " گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. ..دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
همون گهواره ای که خاطرم نیست همون امنیت حقیقی و راست
همون جايی که شاهزاده قصه همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولي خیلی بزرگتر نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر

دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من

نگو بزرگ شدم نگو که تلخه نگو گریه دیگه به من نمی یاد
بیا منو ببر نوازشم کن دلم آغوش بی دغدغه ميخواد
تو این بستر پاییزی مدفون که هر چی نفس سبزه بریده
نميدونه کسی چه سخت موندن مثل برگ روی شاخه ی تکيده

دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من

ببین شکوفه ی دل بستگی هام چه قدر آسون تو ذهن باد میمیره
کجاست آن دست نورانی و معجز ؟ بگو بیاد و دستمو بگیره

کجاست مریم ناجی مریم پاک
چرا به ياد این شکسته تن نیست
تو رگبار هراس و بی پناهی چرا دامن سبزش چتر من نیست


دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 2 PM |
عصر ايران - فاطمه رجبي تنها زن رانندهء كاميون در ايران است كه تمام خطرات اين شغل را به جان خريده تا تنها انحصار مردانهء رانندگي ترانزيت در ايران را بشكند.

 

به گزارش عصر ايران (asriran.com)، او به همراه همسرش هفت سال است كه در جاده‌هاي داخلي و خارجي به حمل بار مشغول است.

به گفتهء ءخودش رانندگي در جاده‌ها، سفر كردن و علاقه به همسرش كه راننده است مهم‌ترين عواملي بود كه باعث شد او نيز رانندهء كاميون شود.

متن كامل گفت و گوي او را با روزنامه سرمايه در ادامه مي خوانيد:

 

 

خانم رجبي! چند سال داريد؟

بين 40 تا 50 سال.

چند سال است كه رانندهء تريلي هستيد؟

حدود شش سال.

چرا ماشين سنگين را براي رانندگي و كار انتخاب كرديد؟

به رانندگي و سفر در جاده علاقه زيادي داشتم و به همين دليل به رانندگي با كاميون علاقه‌مند بودم.

البته با توجه به اين‌كه همسرم حدود 30 سال است كه در اين شغل فعاليت مي‌كند و من در طول اين مدت از او دور بودم تصميم گرفتم براي كم‌كردن اين فاصله وارد اين كار شوم. در حال حاضر با هم در يك كاميون ولوو رانندگي مي‌كنيم. البته سه سال پيش تنها رانندگي مي‌كردم و شوهرم پشت سر من در يك كاميون ديگر بود كه پس از مدتي به دليل نامساعد بودن شرايط مالي زندگي يكي از كاميون‌ها را فروختيم.

اعضاي خانواده مخالفتي با رانندگي شما نداشتند؟

همسرم به هيچ‌عنوان مخالف رانندگي من با كاميون نبوده و نيست. البته همسرم هيچ‌گاه به فكرش هم خطور نمي‌كرد كه روزي وارد اين شغل بشوم، سرانجام به خواست خدا همت كردم و با علاقه و پافشاري بسيار موفق به گرفتن گواهينامه پايهء يك شدم.

همسرتان در گرفتن گواهينامهء پايهء يك كمكي به شما كرد؟

البته پس از اين كه شنيد من موفق شدم گواهينامهء پايهء يك بگيرم خيلي تعجب كرد. او فرصت آموزش رانندگي پايهء يك به من را نداشت و يا هروقت از او براي آموزش درخواست كمك مي‌كردم به بهانه‌اي شانه خالي مي‌كرد. سرانجام تصميم جدي گرفتم و پس از چند جلسه تمرين فوت و فن كار را ياد گرفتم، البته از قبل چون در كنار شوهرم بودم و رانندگي او را از نزديك مي‌ديدم با اين كار كمي آشنا بودم.

براي گرفتن گواهينامه چند بار در آزمون شركت كرديد؟

بار اول چون دست‌پاچه شده بودم قبول نشدم، اما بار دوم سرهنگ راهنمايي و رانندگي پس از پايان امتحان عملي به من گفت تو قبول شدي ولي ما مجاز به پذيرش تو نيستيم چون آقايان اين‌جا 30‌يا 40 بار مي‌آيند و مي‌روند و قبول نمي‌شوند، اگر قرار باشد دفعه دوم امتحان شما را قبول كنيم و گواهينامه بدهيم مي‌گويند پارتي‌بازي شده و صداي همه درمي‌آيد.

سرانجام بار هشتم قبولم كردند. يادم مي‌آيد هر روز كه براي آزمون به منطقهء پايهء يك رانندگي مي‌رفتم حدود 400 نفر مرد براي رانندگي در هر روز شركت مي‌كردند و من تنها زن شركت‌كننده در آزمون بودم، حتي در كادر اداري راهنمايي و رانندگي نيز كارمند زن حضور نداشت.

زمان امتحان هشتم دو نفر سرهنگ كنار دستم بودند و باور اين مساله براي آن‌ها بسيار مشكل بود كه من در آزمون پايه يك شركت كنم.حتي آن روز رييس آزمون رانندگي پايهء يك هم در كنار من نشست و از نزديك رانندگي‌ام را با تعجب تماشا كرد.

افسران راهنمايي و رانندگي از من مي‌خواستند كه تندتند دنده بگيرم و در سرازيري‌ها خيلي به من سخت گرفتند تا شايد از آزمون صرف‌نظر كرده و پشيمان شوم، اما من سماجت به خرج دادم به حدي كه كف دستم از شدت دنده عوض كردن زخمي شد.

مكانيكي هم بلدي؟

نه! آنچنان سررشتهء فني ندارم. تا حدي به پنچرگيري و زنجير بستن در يخبندان واردم.   

تا حالا تنهايي سفر كرده‌اي؟

هيچ‌وقت تنهايي سفر نكرده‌ام. من و شوهرم هميشه پست سرهم حركت مي‌كنيم. معمولاً 150 متر جلوتر از شوهرم رانندگي مي‌كردم. برخي مواقع هم در جاده توقف مي‌كردم تا شوهرم خودش را به من برساند.

تا به حال تصادف كرده‌ايد؟

به هيچ وجه تصادف نكرده‌ام. حتي در طول 23 سالي كه رانندهء ماشين‌سواري هم بودم يكبار هم تصادف نكرده‌ام.

چندبار جريمه شده‌ايد؟

فقط يكبار، آن هم با ماشين سواري در مسير ويژهء طرح ترافيك، چهار هزار تومان جريمه شدم.

البته قصد تخلف نداشتم و واقعاً از طرح ترافيك در مسير اطلاع نداشتم، اين مبلغ اولين و آخرين باري بود كه پرداخت كردم. در هنگام رانندگي با كاميون سنگين هم اصلاً جريمه نشدم البته همسرم در برخي مواقع به دليل سبقت غيرمجاز مجبور به پرداخت جريمه شده است.

در جاده راننده‌ها برايتان مشكلي ايجاد نمي‌كنند؟

يكبار در جادهء شيراز در حال حركت بودم كه يك دستگاه كاميون در جاده حركت زيگزاگي داشت شوهرم گفت از آن كاميون فاصله و يا سبقت بگيرم، من هم وقتي ديدم جاده باز شد سبقت گرفتم. در ابتدا آن كاميون به من راه داد اما در ميانهء راه وقتي متوجه شد كه زن هستم ماشينم را به سمت خاكي جاده منحرف كرد و شوهرم كه شاهد ماجرا بود عصباني شد، بالاخره چون به كار تسلط داشتم، آن كاميون عصباني را رد كردم.

تا به حال دعوا هم كرده‌ايد؟

يكبار زماني كه از مرز ايران خارج مي‌شدم براي انجام امور اداري ترخيص از مرز تركيه در صف كاميون‌ها ايستاده بودم. كاميون شوهرم نيز چند كيلومتر پايين‌تر از من بود.براساس نوبت يك كاميون ترك و يك كاميون ايران به ترتيب از مرز ايران خارج مي‌شدند.

 نوبت من كه شد پليس اشاره كرد كه بيايم جلو، ناگهان كاميون كناري من از صف ترك‌ها از روي لجبازي يا حسادت به تصور اين‌كه من تنها هستم از من سبقت گرفت. پليس متوجهء اين حركت رانندهء ترك شد و حق را به من داد.

از مرز كه بيرون آمديم در امتداد يك جادهء باريك بيرون از مرز ناگهان يك كاميون از پشت سرم به سرعت در امتداد من حركت كرد، راه را باز كردم تا رد شود كه متوجه شدم رانندهء كاميون همان رانندهء‌ترك است و به من نيشخند مي‌زد، او مي‌خواست به پايين جاده منحرفم كند به طوري كه از كنار آيينهء كاميونم رد شد و آينه را شكست، در اين لحظه شوهرم به من رسيد و از مهلكه نجاتم داد. البته دعوا به معناي آن‌چه در ذهن شماست نداشته‌ام.

براي يك زن رانندگي در داخل كشور راحت‌تر است يا خارج از كشور؟

رانندگي در خارج از كشور راحت‌تر است. در داخل، برخي آقايان چشم ديدن رانندگي يك خانم با اتومبيل سواري را ندارند چه رسد به اين‌كه يك زن راننده كاميون باشد. در كشورهاي اروپايي مانند آلمان، اتريش، مجارستان و روماني مردم با احترام با من برخورد مي‌كنند.

يادم مي‌آيد در مرز روماني يكبار پس از بازرسي كاميون، ماموران فكر كردند كه من يك توريست هستم اما وقتي خودم را معرفي كردم آن‌ها بسيار تعجب كردند. هيبت يك زن ايراني در لباس مكانيكي و كلاه براي آن‌ها جالب به نظر مي‌رسيد.

برخي فكر مي‌كنند، زنان از عوامل اصلي تصادفات هستند، آيا اين تصور درست است؟

در گذشته تصور مي‌شد زنان در رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي كوتاهي مي‌كنند اما امروزه شاهد اين هستيم كه زنان با رعايت كامل قوانين راهنمايي و رانندگي حتي بهتر از مردان رانندگي مي‌كنند و در اين زمينه فكر مي‌كنم حسادت مردان است كه با اذيت و تمسخر زنان نمي‌خواهند قبول كنند كه زنان خوب مي‌رانند.

در ايران چند زن ديگر در اين شغل مشغول به كار هستند؟

شنيده بودم كه يك خانم در سال‌هاي قبل از انقلاب و كمي در دوران پس از انقلاب در اين بخش فعاليت مي‌كرده، اما تا جايي كه مي‌دانم هيچ زن ديگري در حال حاضر به غير از من در اين حوزه فعال نشده است. بسيار افتخار مي‌كنم كه به عنوان يك زن در اين كار سخت شركت دارم.

شما هم آهنگ‌هاي قديمي گوش مي‌دهيد؟

بله! آهنگ‌هاي قديمي مرا به ياد دوران كودكي و پدر و مادرم مي‌اندازد.

اگر وزير راه بوديد براي جاده‌ها چه كاري مي‌كرديد؟

اگر وزير بودم دستور مي‌دادم تمام دست‌انداز و چاله‌هاي جاده‌ها را درست مي‌كردند زيرا در برخي اتوبون‌ها و بزرگراه‌ها چاله‌هايي وجود دارند كه تمام ديفرانسيل و صفحات كامپيوتري ماشين را به هم مي‌زند. به نظرم سرويس‌هاي بهداشتي مناسب نيز در جاده‌ها وجود ندارد كه بايد در جاده‌ها و پايانه‌هاي كشور احداث شود.

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 2 PM |
یکی از آهنگ های زیبای ابتدایی بلیچ ... اگر این گیتار برقی رو نداشتن واقعا قشنگ بودن ...

Woke up with yawn
It's dawning
I'm still alive
Turned on my radio to start up new day

As goddam DJ's chattered how to survive
Amazing news got over on the airwave

Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day

Woke up with yawn
It's dawning
I'm still alive
Turned on my radio to start up new day

As goddam DJ's chattered how to survive
Amazing news got over on the airwave

Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day

Almost another day

She's a shooting star (She's a shooting star)
Good night... good night...
She's a shooting star (She's a shooting star)
Good bye...

Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide

Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day
See you some other day

by: Beat Crusaders

به این لینک برین برای دانلود ... متاسفانه نتونستم که لینک مستقیم گیر بیارم ... اول باید رجیستر کنید و بعد دانلود .. ... اما ارزشش رو داره چون تعداد زیادی آهنگ برای دانلود داره که می تونید بعدا دانلود کنید ...
__________________
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 1 PM |
 
 کلیپ تصویری مصاحبه ی حسین علیزاده با تلویزیون صدای آمریکا


    شامگاه چهارشنبه ، هشتم فروردين ،   بخش فارسی صداي آمريكا Voice of America ، ميزبان استاد حسين عليزاده در برنامه ی یکساعته ی میزگردی با شما بود .
حسین علیزاده
   استاد عليزاده با اشاره به تاريخچه تشكيل گروه هم آوايان ، درباره حس همدلي مردم و هنرمندان در كنسرت هم نوا با بم در فاجعه زلزله بم سخناني ايراد كرد . استاد عليزاده به ضرورت حضور زنان در عرصه موسيقي و نيز تلاش بانوان براي رشد و بالندگي در اين عرصه اشاره كرد. استاد عليزاده اظهار داشت از اينكه امروز در جامعه ايران هنرمندان و بويژه موسيقيدانان مورد تقدير مردم واقع مي شوند بسيار خشنود است .
ايشان همچنين مهم ترين كار در عرصه موسيقي را عليرغم تحقيق و پژوهش كار صادقانه و ارتباط موسيقي و شنونده دانست. در اين برنامه قطعاتي از كار گروه هم آوايان ، كنسرت هم نوا با بم و موسيقي متن فيلم گبه ساخته محسن مخملباف پخش گرديد.
استاد عليزاده در سخنان خود اشاره نمود امروز موسيقي ايراني جايگاه خود را در جامعه جهاني يافته و گسترش داده است. در طول مدت پخش برنامه مجري فقط چند جمله به صورت سوال در خصوص موضوع برنامه صحبت كرد.
 
 
زير تيغ سریالی از محمدرضا هنرمند با آهنگسازي حسين عليزاده
    موسيقي زير تيغ ، متفاوت از ديگر موسيقي فيلم هاي عليزاده ، فضاي سنتي تري دارد. واقعا اين فضاي سنتي كاملا بجاست چون مدتهاست كه سريال هاي ايراني  را بدون موسيقي ايراني مي بينيم . معمولا در خيلي از سريال ها ، تنها استفاده اي كه از موسيقي ايراني ميشود صداي كمانچه ايست كه چند ثانيه اي به عنوان سلو پخش ميشود . غير از اين ، آنچه كه اين روزها باب شده و  مرا بيشتر آزرده خاطر ميكند ، استفاده بسيار زياد از سمپل سازهاست . مثلا 90 بار موسيقي تيتراژ سريال نرگس را ميشنويم ، بدون اينكه از موسيقيش لذت ببريم كه يك دليلش استفاده بسيار زياد از سمپل است. چون اين سمپل ها هر چند هم خوب ساخته شده باشند ، تاثيرشان به اندازه ي  صداي طبيعي ساز نيست. از ديگر ويژگيهاي اين سريال ، پيوند زيباي موسيقي با سكانس هاي آنست. مثلا نگاه دو عاشق را به هم مي بينيم و سه تار خاطره انگيز استاد عليزاده را ميشنويم .

*** شرح و توضیح :
 
آنچه كه در تيتراژ اين سريال ميشنويم ، قطعه ايست به نام سوگ (همايون) كه استاد عليزاده سالها پيش به ياد كامران كلهر - برادر کیهان کلهر نوازنده نام آشنای کمانچه - ، ساخته بودند . چون تيتراژ پاياني فيلم ، ادامه اين قطعه بود ، آنرا هم اضافه كردم. (در مورد كامران كلهر : كيهان ميگفت در يكي از از روزهاي جنگ  كه از تهران به كرمانشاه برگشتم ، ديدم بمب خورده وسط خانه مان و همه رو كشته . بعد از مرگ كامران ، ديگه نميتونم ساز بزنم ) .
نت اين قطعه را در جلد سوم كتاب ده قطعه براي تار استاد عليزاده نيز ميتوانيد ببينيد.
 
رضا عسگرزاده       سازهاي كوبه اي ، همخوان
علي بوستان         عود
برديا كيارس           ويلن ، ويلن آلتو
مجيد اسماعيلي    ويلنسل
پاشا هنجي           ني
نيما عليزاده           تار ، رباب
صبا عليزاده           كمانچه
پيام جهانماني        تار
علي رحيمي          سازهاي كوبه اي
حسين بهارين        خواننده
راحله برزگري          آوا
پوريا اخواص            آوا
حسين عليزاده        تار وسه تار
 
دو موسيقي فيلم ديگر از حسين عليزاده
لاك پشت ها
 هم ، پرواز ميكنند. فيلمي از بهمن قبادي با آهنگسازي حسين عليزاده
"لاك پشت ها هم ، پرواز ميكنند" . فيلمي از بهمن قبادي.
لاك پشتها اولين فيلم بلند پس از صدام در عراق است كه تصويري متفاوت از جنگ آمريكا و اين كشور را نشان ميدهد .
فيلم سرگذشت دختريست به نام آگرين و آنچه كه ناخواسته براي او اتفاق افتاده است . اين فيلم را حتما ببينيد .
 
زماني براي مستي اسبها فيلمي از بهمن قبادي با آهنگسازي حسين عليزاده
زماني براي مستي اسبها . اين فيلم هم ساخته بهمن قباديست  . اين فيلم مانند "لاك پشتها هم پرواز ميكنند" به زبان كرديست . استاد عليزاده در موسيقي اين فيلم ، ديوان ، فلوت و دهل مينوازد. داستان خانواده ايست در كردستان ايران . اكثر شخصيتها كودكاني هستند كه براي تامين حداقل نيازهاي زندگيشان به سختي كار ميكنند . براي كسب اطلاعات بيشتر درباره اين دو فيلم به وب سايت بهمن قبادي مراجه كنيد .http://www.mijfilm. com
 
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 1 PM |
به نام حق
 
 
 
نامه ای از اعماق دل چارلی چاپلین٬ هنرمند بزرگ سینما ٬ فیلم سازی که در آثارش به انسان ارج نهاد و فساد و تباهی را با طنز به باد انتقاد گرفت ٬نامه ای به دخترش جرالدین چاپلین دارد که یکی از با ارزش ترین نوشته ها به شمار می اید.این نوشته سرشار از نکات اخلاقی و بسیار زیبا و خواندنی است. جرالدین دخترم! از تو دورم ٬ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود٬تو کجایی؟ در پاریس روی صحنه پر شکوه شانزه لیزه٬......در نقش ستاره باش ٬بدرخش!اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ٬ترا فرصت هوشیاری داد٬ بنشین و نامه ام را بخوان.......... هنر قبل از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پای او را میشکند......... جرالدین دخترم! پدرت با تو حرف می زند ٬شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد.آن شب است که این الماس ٬ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده تو را بفریبد٬ آن روز است که بند باز ناشی خواهی بود٬بند باز ناشی همیشه سقوط میکند. از این رو ٬دل به زروزیور مبند.بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ٬با او یک دل باش و به راستی او را دوست بدار. دخترم! هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان شایسته این یافت که دختری ناخن پای خود را به خاطرش عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست .به گمان من٬ تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. جرالدین٬ دخترم! با این پیام نامه ام را به پایان می رسانم: انسان باش ٬زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن ٬هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 12 PM |
 (یک شب با جوانهای فامیل رفتیم بگردیم .در ژیتزا بیگ مگ دیدیمشون .نشناختیمش تا وقتیکه ژلیس جلوی ماشینامون رو گرفت به دلیل............ بعد تازه فهمی دیم که ایشون کی هستن)

متولد اصفهان
    مهدی سلوكی در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالی به نام گنجشك و ماه كاری از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقای رئيس جمهور شركت جست و با سريال «چراغهای خاموش» كاری از كاظم بلوچی چهره شد و در سريال «روشنايی دشت» كاری از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگی قرار است در سريالی ۹۰ قسمتی كه هنوز كليد نخورده و كاری است به كارگردانی كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزی و حديث فولادوند ايفای نقش كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/07 و ساعت 12 PM |

لي يونگ آئي يكي از مشهورترين بازيگران كره ي جنوبي است كه طرفداران بسياري در  كشورهاي جهان و به خصوص كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا دارد. يونگ آئي لقب «دختر اكسيژن» را پس از اولين حضور خود در تلويزيون (به عنوان مدل) به دست آورد. او اوج شهرت و محبوبيت خود را در بين كشورهاي شرقي آسيا، پس از ايفاي نقش در سريال جواهري در قصرکسب کرد

لي يونگ آئي برنده ي جايزه ي بهترين بازيگر سال در جشنواره ي بلو دراگون در سال 2005 و جايزه ي بهترين بازيگر زن در جشنواره ي بيكسنگ آرت سال 2006 براي آخرين فيلم خود «همدردي براي بانو گيوم جا» به دست آورد.

(سلام دوستان.من این بازیگر را خیلی دوست دارم.بازیگر توانا و خوبی هست.واقعا نقش یک دختر ستم کشیده را به خوبی ایفا کرده است.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در یکشنبه 1386/01/26 و ساعت 4 PM |