تبليغاتX
نی محزون
صدای نرم وآهسته و نرگس در گوشش می پیچید«داداش تولدم اون عروسک خوشگله رو می خری؟»طنین صدای نرگس او را از رفتن منصرف کرد.سر چهار راه ایستاد و دسته های گل را در دستش فشرد.چشمان معصومش به صورت تک تک راننده هایی که پشت چراغ ایستاده بودند خیره می شد.مظلومیتی که در عمق مردمک چشمانش لانه داشت همیشه در وجود تک تک عابرین بی اعتنا رخنه می کرد وآنها را وامی داشت که برای خرید دسته ایی از گل شیشه اتومبیل را پایین بکشند اما هوای سرد آن روز آنها را از خرید منصرف می کرد و نگاه هایش قادر نبود قلب سنگ آنها را نرم کند.با سبز شدن چراغ از خیابان فاصله گرفت وباز چشمش به عروسک کوچکی که در پشت ویترین به او می خندید خیره شد.چشمان عروسک نیرویی تازه به او بخشید واو را برای فروختن گل ها مصمم تر کرد.می دانست تا زمانی که تمام گل ها را نفروشد پول خرید عروسک جور نخواهد شد!پسرک گل فروش آن قدر فریاد زد!آن قدر به چشمان دیگران خیره شد و پا به پای خورشید از این چهارراه به چهارراه دیگر رفت تا هوا تاریک شد و شب هنگام در حالی که دستانش در جیب شلوارش مشتی پول را می فشرد و قلبش از خوشحالی هدیه ایی که می خواست به خواهرش بدهد چون قناری به سینه اش می کوفت در آن هوای سرد خود را به پشت مغازه رساند و هنگامی که پول را از داخل جیبش در می آورد که برای خرید وارد مغازه شود یک جوان به او تنه زد و پول را از دستانش گرفت!وتن خسته و کوچک پسرک را به زمین انداخت و قلب عاشق او را شکست!!!دنیا در برابر دیدگان کودکانه پسرک تیره و تار شد.شادی اش به غم نشست و پاهای ناتوانش که از شوق خستگی را از یاد برده بود دیگر یارای تحمل جسم کوچکش را نداشت.دو زانویش خم شد و همان جا بر روی زمین سیمانی نشست ودقایقی گریست اما وقت برای گریستن نداشت.اشکش را پاک کرد وازجابرخاست .باید به دنبال بهانه ایی می گشت تا بتواند خواهرش را قانع کند زیرا او به خوبی می دانست که برای او ژان وال ژانی وجود ندارد که وقتی مایوس به خانه باز می گردد او را با خرید عروسک غرق شادی کند!

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 5 PM |
(ترجمه نسبتا آزلد اما وفاداری از مقدمه منظومه طولانی سفر تکوین یکی از دفترهای سبز شاندل.نویسنده وشرق شناس فرانسوی نژاد زاده تونس)

(در آغاز هیچ نبود.کلمه بود وآن کلمه خدا بود.) تورات

وکلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ایی که بداندش چگونه می تواند بود؟وخدا یکی بود وجز خدا هیچ نبود.با نبودن چگونه می توان بودن؟

وخدا بود وبا او عدم.وعدم گوش نداشت.حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم وحرفهایی هست برای نگفتن.حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمیارند.حرفهایی شگفت.زیبا واهورایی همین هایند.وسرمایه ماورایی هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.حرف های بیتاب و طاقت فرساکه همچون زبانه های آتشند و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده اند.کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...

اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند.اگر یافتند یافته می شوند...و....در صمیم وجدان او آرام می گیرند واگر مخاطب خویش را نیافتند  نیستند.واگر او را گم کردند.روح را از درون به آتش می کشند و در دمادم حریق های دهشتناک عذاب بر می افروزند وخدا برای نگفتن حرفه های بسیار داشت که در بیکرانگی دلش موج می زد وبیقرارش می کرد وعدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

هر کسی گمشده ایی دارد.و خدا گمشده ایی داشت.هر کسی دو تاست وخدا یکی بود.هر کسی به اندازه ایی که احساسش می کنند هست.هر کسی را نه بدانگونه که هست احساس می کنند.بدانگونه که احساسش می کنند هست.

انسان یک لفظ است که بر زبان آشنا می گذرد وبودن خویش را از زبان دوست می شنود.هر کسی کلمه ای است که از عقیم ماندن می هراسد ودر خفقان جنین خون می خورد و کلمه مسیح است.آنگاه که روح القدوس ـ فرشته عشق ـ خود را بر مریم بیکسی بکارت حسن می زند و با یاد آشنا فراموشخانه عدمش را فتح می کند و خالی معصوم رحمش را ـ که عدمی خواهنده.منتظر.محتاج ـ از حضور خویش لبریز می سازد وآنگاه مسیح را که آنجا چشم به راه شدن خویش بیقراری می کند.می بیند.می شناسد.حس می کند و اینچنین مسیح زاده می شود.کلمه هست می شود .در فهمیده شدن می شود ودر آگاهی دیگری به خود آگاهی می رسد.که کلمه در جهانی که فهمش نمی کندعدمی است که وجود خویش را حس می کند و یا وجودی که عدم خویش را .

و در آغاز هیچ نبود.کلمه بود و آن کلمه خدا بود.

عظمت همواره در جستجوی چشمی است که او را ببیند و خوبی همواره در انتظار خردی است که او را بشناسد و زیبایی همواره تشنه دلی که به او عشق ورزد و جبروت نیازمند اراده ایی که در برابرشبه دلخواه رام گردد وغرور در آرزوی عصیان مغروری که بشکندش و سیرابش کند وخدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر جبروت و مغرور اما کسی نداشت.خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند؟

وخدا مهربان بود و چگونه می توانست مهر نورزد؟بودن می خواهد! واز عدم نمی توان خواست و حیات انتظار می کشد و از عدم کسی نمی رسد.

وداشتن نیازمند طلب است و پنهانی بیتاب کشف و تنهایی بیقرار انس و خدا از بودن بیشتر بود واز حیات زنده تر و از غیب پنهان تر واز تنهایی تنهاتر وبرای طلب بسیار داشت  و عدم نیازمند نیست.نه نیازمند خدا.نه نیازمند مهر. نه می شناسد نه می خواهد و نه درد می کشد و نه انس می بندد و نه هیچگاه بیتاب می شودکه عدم نبودن مطلق است و خدا بودن مطلق بود.وعدم فقر مطلق بود و هیچ نمی خواست و خدا غنای مطلق بود و هر کسی به اندازه داشتن هایش می خواهد.

و خدا گنجی مجهول بود که در ویرانه بی انتهای غیب مخفی شده بود. وخدا زنده جاوید بود که در کویر بی پایان عدم تنها نفس می کشید.دوست داشت چشمی ببیندش.دوست داشت دلی بشناسدش ودر خانه ایی گرم از عشق روشن از آشنایی استوار از ایمان و پاک از خلوص خانه گیرد.

وخدا آفریدگار بود و دوست داشت بیافریند.زمین را گسترد و دریا ها را از اشک هایی که در تنهایی ریخته بود پر کرد.وکوه های اندوهش را که در یگانگی دردمندش بر دلش توده گشته بود بر پشت زمین نهاد و جاده ها را ـ که چشم به راهی های بی سو وبی سرانجامش بود ـ بر سینه کوهها و صحرا ها کشید.

واز کبریایی بلند و زلالش آسمان را بر افراشت و دریچه همواره فرو بسته سینه اش را گشود و آههای آرزومندش را ـ که در آناز ازل به بند بسته بود ـ در فضای بیکرانه جهان رها ساخت.با نیایش های خلوت آرامشسقف هستی را رنگ زد وآرزوهای سبزش را در دل دانه نهاد و رنگ نوازش های مهربانش را به ابرها بخشید واز این هر سه ترکیبی ساخت و بر سیمای دریاها پاشید ورنگ عشق را به طلا ارزانی داد و عطر خوش یادهای معطرش را د دهان غنچه یاس ریخت و بر پرده حریر طلوع سیمای زیبا و خیال انگیز امید را نقش کرد ودر ششمین روز سفر تکوینش را به پایان برد و با نخستین لبخند هفتمین سحر بامداد حرکت را آغاز کرد:کوهها قامت برافراشتند و رودهای مت از دل یخچال های بزرگ بی آغاز به دعوت گرم آفتاب جوش کردند واز تبعیدگاه سرد و سنگ کوهستان ها بگریختند و بیتاب دریا ـ آغوش منتظر خویشاوند ـبر سینه دشت ها تاختند و دریا ها آغوش گشودند و ... در نهمین روز خلقت نخستین رود به کناره اقیانوس تنها هند رسید و اقیانوس که از آغاز ازل در حفره عمیقش دامن کشیده بود.چند گامی از ساحل خویش  رودرا  به استقبال بیرون آمد و رود آرام و خاموش خود را ـ به تسلیم و نیاز ـ پهن گستردوپیشانی نوازش خواه خویش را پیش آورد و اقیانوس ـ به تسلیم و نیاز ـ لبهای نوازشگر خویش را پیش آورد و بر آن بوسه زد.واین نخستین بوسه بود.

ودر یا تنهای آواره و فراجوی خویش را در آغوش کشید واورا به تنهایی عظیم و بیقرار خویش  اقیانوس  باز آورد.واین نخستین وصال د. خویشاوند بود.

واین در بست و هفتمین روز خلقت بود.و خدا می نگریست.

سپس طوفان هابر خاستند و صاعقه ها در گرفتند و تندرها فریاد شوق و شگفتی بر کشیدند و :

باران ها و باران ها و بارانها.

گیاهان روئیدندو درختان سر بر شانه هم بر خاستند و مرتع های سبز پدیدار گشت و جنگل های خرم سر زد و حشرات بال گشودند و پرندگان ناله بر داشتند و پروانگان به جستجوی نور بیرون آمدند و ماهیان خرد سینه دریاها را پر کردند...و خداوند خدا هر بامدادن از برج مشرق بر بامآسمان بالا می آمد و دریچه صبح را می گشود و با چشم راست خویش جهان را می نگریست و همه جا را می گشت و ...

هر شامگاهان با چشمی خسته و پلکی خونین از دیواره مغرب فرود می آمد و نومید و خاموش سر به گریبان تنهایی غمگین خویش فرو میبرد و هیچ نمی گفت.

وخداوند خدا هر شبانگاه بر بام آسمان بالا می آمد و با چشم چپ خویش جهان را می نگریست و قندیل پروین را بر می افروخت و جاده کهکشان را روشن می ساخت و شمع هزاران ستاره را بر سقف می آویخت تا در شب ببیند و نمی دید .خشم می گرفت و بیتاب می شد و تیرهای آتشین بر خیمه سیاه شب رها می کرد تا آن بدرد و نمی درید ومی جست و نمی یافت و...

سحر گاهان خسته و رنگ باخته .سرد ونومید .فرود می آمد و قطره اشکی درشت از افسوس بر دامن سحر می افشاند و می رفت و هیچ نمی گفت.

رودها در قلب دریا ها پنهان می شدند و نسیم ها پیام عشق به هر سو می پراکندند و پرندگان در سراسر زمین ناله شوق بر می داشتند و جانوران هر نیمه با نیمه خویش بر زمین می خرامیدند و یاس ها عطر خوش دوست داشتن را در فضا می افشاندند و اما...

خدا همچنان تنها ماند و مجهول.ودر ابدیت عظیم و بی پایان ملکوتش بی کس!ودر ُرینش پهناورش بیگانه.می جست و نمی یافت.آفریده هایش او را نمی توانستند دیدونمی توانستند فهمید.می پرستیدندش اما نمی شناختندش و خدا چشم به راه آشنا بود.

پیکر تراش هنرمند و بزرگی که در انبوه مجسمه های گونه گونه اش غریب مانده است.در جمعیت چهره های سنگ و سرد تنها نفس می کشید.کسی نمی خواست .کسی نمی دید.کسی عصیان نمی کرد.کسی عشق نمی ورزید.کسی درد نداشت...و...

و خداوند خدا برای حرف هایش باز هم مخاطبی نیافت !هیچکس او را نمی شناخت.هیچکس با او انس نمی توانست بست.انسان را آفرید!و این نخستین بهار خلقت بود.

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 5 PM |

كتابى به نام كوروش كبير (ذوالقرنين) نوشته ابو الكلام آزاد موجود است كه در اين كتاب قراين بسيارى آورده شده كه قرآن كوروش را همان ذوالقرنين معرفى مى كند. نظرياتى كه در اين كتاب آورده شده نظر بسيارى از علماى اسلام نظير علامه طباطبايى را به خود معطوف كرده است. آرامگاه كوروش كبير در استان فارس، راه اصلى اصفهان به شيراز در منطقه اى بنام پاسارگاد قرار دارد. ديگر پيامبران دفن شده در ايران كه اطلاع دقيقى از آنها نيست عبارتند از: حضرت قادر در دهكده بابا ولى- حضرت روبيل، نزديك رودخانه دزفول- حضرت يعقوب، در گرگان- حضرت ابراهيم خليل در سوسنگرد- حضرت ايوب در دهكده بن بن لكناى تنكابن- حضرت باحزقيل در دزفول- حضرت جرجيس در جنوب غربى شوشتر- حضرت اشموئيل در ساوه- حضرت اسحاق واسماعيل در جاده دزفول به هفت تپه- حضرت صالح پيامبر در شوشتر- وحضرات سلام، سلوم، سهولى، القيا در قزوين.
ایران زمین از دیرباز مدفن پیامبرانی بوده که آنجا را برای زندگی انتخاب کرده اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 5 PM |

مقدمه ای درباره این تصاویر :

 

تصاویر زیر هر کدام به نوعی باعث خطای دید انسان می شوند . اکثر این تصاویر احتیاجی به توضیح ندارند . برای دیدن اندازه اصلی تصاویر کافیست یک بار روی آنها کلیک کنید .

 

خطوط موازی و کاملاً صاف در تصاویر زیر به صورت منجنی به نظر می رسند

              

 

دو تصویر در یک تصویر

              

 

تصاویر زیر در حالی که کاملاً ثابت هستند ولی متحرک به نظر می رسند

              

 

خطوط کاملاً موازی که به نظر مساوی نیستند

              

 

رنگ قسمت های مختلف اشکال زیر دقیقاً یکسان است ولی به علت قرار گرفتن در دو محیط روشن و تیره ، رنگی متفاوت به خود می گیرند .

    

 

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 4 PM |

برای دیدن ادامه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 4 PM |
گناه جنسی نتایج و عواقبی را به دنبال خواهد داشت که تاثیر عمیقی بر ما میگذارد. دیدن تصاویر، فیلم ها و سايتهاي مستهجن و شهوت انگیز، یکی از انواع گناه های جنسی است که از روی هوس و شهوت انجام می گیرد. عواقب ناشی از این عمل ممکن است به راحتی از بین نرود، اما اگر پشیمان شده و توبه کنید، خداوند شما را خواهد آمرزید.

چه تا به حال این دسته از گناهان را انجام داده باشید و چه خیال آن را در سر بپرورانید، هدف ما در این مقاله ترغیب شما به ترک این اعمال است. برای این منظور، در اینجا به چند نمونه از عواقب و نتایج این گناهان اشاره می کنیم:

گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد.

 گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاكي آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.

گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند.

 هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.

ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت.

 وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.

با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان.

 گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.

گناهان جنسی پایگاهی به ارواح شیطانی برای تاثیرگذاردن بر شما را میدهد.

 كتب آسماني مثال های زیادی از گناه های جنسی و عواقب حتمی آن در اختیار ما می گذارند و احتمالاً مشهورترین این گناهان، گناه داوود با بنت شیبا (مادر حضرت سلیمان) بوده است. زنای او با بنت شیبا و قتل شوهر او منجر به نزاع خانوادگی، مرگ پسرش و ایجاد فرصت برای دشمنان برای کفرگویی شد.

گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت

. با دنبال کردن لذتهاي  ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.

گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند

. قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

  • رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی.
  • ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر.
  • پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند.
  • مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی.
  • درک اشتباه از عشق واقعی.
  • بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی.

خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.

گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد.

 خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:

  • تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
  • از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساختبه خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
  • از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
  • مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
  • اگر همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.

اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم.

گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود.

 گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود. 

گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد.

 بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعي را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.

گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود

. زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهي جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.

 

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 4 PM |

 

مقدمه ای درباره این تصاویر :

 

تصاویر 3D Stereogram ، تصاویری دو بعدی هستند که در باطن آنها یک تصویر سه بعدی نهفته است . در واقع یکی از متدهای کارآمد ساخت یک تصویر سه بعدی از یک تصویر دو بعدی می باشد .

البته روش های دیگری نیز برای این کار وجود دارند ( مانند روش Red/Green ) اما نقطه ضعف این روش آن است که برای دیدن این تصاویر باید از عینک های مخصوص استفاده کرد . اما تصاویر 3D Stereogram بدون هیچگونه وسیله کمکی و تنها به کمک چشم قابل مشاهده هستند . ضمنا روش های مخصوصی برای دیدن این تصاویر وجود دارند که در انتهای صفحه خدمت شما عرض می شود .

در مبحث تصاویر 3D Stereogram دو اصطلاح نقش اساسی را ایفا می کنند . یکی Depthmap که در واقع عمق تصویر سه بعدی را تعریف می کند و دیگری Tilemap که در واقع تصاویر دو بعدی هستند که این تصاویر سه بعدی را می پوشانند و آن را مستور نگه می دارند . برای تعریف کردن عمق تصویر سه بعدی از مقیاس خاکستری استفاده می شود که شامل 256 سطح روشنایی می باشد . از سیاه که مقدار آن 0 ، تا سفید که مقدار آن 255 می باشد . همراه با سطوح خاکستری که بین این دو سطح می باشند ( هر چه عدد به صفر نزدیکتر باشد ، تصویر Depthmap دارای عمق بیشتر و هر چه عدد به 25 نزدیکتر باشد ، بر عکس ) .

 

تصاویر سه بعدی را می توانید به روش های زیر ببینید :

 

روش اول :

تصویر را جلوی چشمان خود در فاصله نزدیک قرار دهید و به آن نگاه کنید . در این حالت شما تصویر را به صورت تار مشاهده خواهید نمود . حال در این وضعیت به آرامی تصویر را از چشمانتان دور کنید . مراقب باشید حالت نگاه شما عوض نشود . این کار را به قدری ادامه دهید تا یک تصویر سه بعدی در جلوی چشمان شما ظاهر گردد .

روش دوم :

برای یک لحظه به دوردست ها نگاه کنید . سپس عکس را در میدان دید خود وارد کنید . تصویر باز ناواضح خواهد شد . اگر همچنان به نگاه کردن در همان حالت قبلی ادامه دهید چشمان شما تصویر سه بعدی را از کل طرح باز خواهند یافت .

 

شما باید بتوانید به وسیله روش هایی که در بالا ذکر شد ، تصاویر زیر را مشاهده کنید .

 

        

        

 

معرفی نرم افزارهای ساخت تصاویر سه بعدی فوق :

 

1. نرم افزاری که من در اینترنت برای ساخت این گونه تصاویر دیده ام نرم افزاری است از کشور روسیه به نام 3D Miracle  که می توانید آن را از سایت www.ixtlan.ru یا www.mediapg.ru دریافت کنید .

 

2. نرم افزار دیگری که به نظر من از نرم افزار شماره یک بهتر می باشد نرم افزاری است از کشور آلمان به نام Surface 3D که آن را می توانید از سایت www.traxxdale.de دریافت نمایید .

 

+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در جمعه 1386/02/14 و ساعت 4 PM |