خانم فائقه آتشین"گوگوش"در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
"گوگوش" کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک خانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتنخانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کردآفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی در این مورد می گوید: " گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. ..دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
همون گهواره ای که خاطرم نیست همون امنیت حقیقی و راست
همون جايی که شاهزاده قصه همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولي خیلی بزرگتر نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
نگو بزرگ شدم نگو که تلخه نگو گریه دیگه به من نمی یاد
بیا منو ببر نوازشم کن دلم آغوش بی دغدغه ميخواد
تو این بستر پاییزی مدفون که هر چی نفس سبزه بریده
نميدونه کسی چه سخت موندن مثل برگ روی شاخه ی تکيده
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
ببین شکوفه ی دل بستگی هام چه قدر آسون تو ذهن باد میمیره
کجاست آن دست نورانی و معجز ؟ بگو بیاد و دستمو بگیره
کجاست مریم ناجی مریم پاک
چرا به ياد این شکسته تن نیست
تو رگبار هراس و بی پناهی چرا دامن سبزش چتر من نیست
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
به گزارش عصر ايران (asriran.com)، او به همراه همسرش هفت سال است كه در جادههاي داخلي و خارجي به حمل بار مشغول است.
به گفتهء ءخودش رانندگي در جادهها، سفر كردن و علاقه به همسرش كه راننده است مهمترين عواملي بود كه باعث شد او نيز رانندهء كاميون شود.
متن كامل گفت و گوي او را با روزنامه سرمايه در ادامه مي خوانيد:
خانم رجبي! چند سال داريد؟
بين 40 تا 50 سال.
چند سال است كه رانندهء تريلي هستيد؟
حدود شش سال.
چرا ماشين سنگين را براي رانندگي و كار انتخاب كرديد؟
به رانندگي و سفر در جاده علاقه زيادي داشتم و به همين دليل به رانندگي با كاميون علاقهمند بودم.
البته با توجه به اينكه همسرم حدود 30 سال است كه در اين شغل فعاليت ميكند و من در طول اين مدت از او دور بودم تصميم گرفتم براي كمكردن اين فاصله وارد اين كار شوم. در حال حاضر با هم در يك كاميون ولوو رانندگي ميكنيم. البته سه سال پيش تنها رانندگي ميكردم و شوهرم پشت سر من در يك كاميون ديگر بود كه پس از مدتي به دليل نامساعد بودن شرايط مالي زندگي يكي از كاميونها را فروختيم.
اعضاي خانواده مخالفتي با رانندگي شما نداشتند؟
همسرم به هيچعنوان مخالف رانندگي من با كاميون نبوده و نيست. البته همسرم هيچگاه به فكرش هم خطور نميكرد كه روزي وارد اين شغل بشوم، سرانجام به خواست خدا همت كردم و با علاقه و پافشاري بسيار موفق به گرفتن گواهينامه پايهء يك شدم.
همسرتان در گرفتن گواهينامهء پايهء يك كمكي به شما كرد؟
البته پس از اين كه شنيد من موفق شدم گواهينامهء پايهء يك بگيرم خيلي تعجب كرد. او فرصت آموزش رانندگي پايهء يك به من را نداشت و يا هروقت از او براي آموزش درخواست كمك ميكردم به بهانهاي شانه خالي ميكرد. سرانجام تصميم جدي گرفتم و پس از چند جلسه تمرين فوت و فن كار را ياد گرفتم، البته از قبل چون در كنار شوهرم بودم و رانندگي او را از نزديك ميديدم با اين كار كمي آشنا بودم.
براي گرفتن گواهينامه چند بار در آزمون شركت كرديد؟
بار اول چون دستپاچه شده بودم قبول نشدم، اما بار دوم سرهنگ راهنمايي و رانندگي پس از پايان امتحان عملي به من گفت تو قبول شدي ولي ما مجاز به پذيرش تو نيستيم چون آقايان اينجا 30يا 40 بار ميآيند و ميروند و قبول نميشوند، اگر قرار باشد دفعه دوم امتحان شما را قبول كنيم و گواهينامه بدهيم ميگويند پارتيبازي شده و صداي همه درميآيد.
سرانجام بار هشتم قبولم كردند. يادم ميآيد هر روز كه براي آزمون به منطقهء پايهء يك رانندگي ميرفتم حدود 400 نفر مرد براي رانندگي در هر روز شركت ميكردند و من تنها زن شركتكننده در آزمون بودم، حتي در كادر اداري راهنمايي و رانندگي نيز كارمند زن حضور نداشت.
زمان امتحان هشتم دو نفر سرهنگ كنار دستم بودند و باور اين مساله براي آنها بسيار مشكل بود كه من در آزمون پايه يك شركت كنم.حتي آن روز رييس آزمون رانندگي پايهء يك هم در كنار من نشست و از نزديك رانندگيام را با تعجب تماشا كرد.
افسران راهنمايي و رانندگي از من ميخواستند كه تندتند دنده بگيرم و در سرازيريها خيلي به من سخت گرفتند تا شايد از آزمون صرفنظر كرده و پشيمان شوم، اما من سماجت به خرج دادم به حدي كه كف دستم از شدت دنده عوض كردن زخمي شد.
مكانيكي هم بلدي؟
نه! آنچنان سررشتهء فني ندارم. تا حدي به پنچرگيري و زنجير بستن در يخبندان واردم.
تا حالا تنهايي سفر كردهاي؟
هيچوقت تنهايي سفر نكردهام. من و شوهرم هميشه پست سرهم حركت ميكنيم. معمولاً 150 متر جلوتر از شوهرم رانندگي ميكردم. برخي مواقع هم در جاده توقف ميكردم تا شوهرم خودش را به من برساند.
تا به حال تصادف كردهايد؟
به هيچ وجه تصادف نكردهام. حتي در طول 23 سالي كه رانندهء ماشينسواري هم بودم يكبار هم تصادف نكردهام.
چندبار جريمه شدهايد؟
فقط يكبار، آن هم با ماشين سواري در مسير ويژهء طرح ترافيك، چهار هزار تومان جريمه شدم.
البته قصد تخلف نداشتم و واقعاً از طرح ترافيك در مسير اطلاع نداشتم، اين مبلغ اولين و آخرين باري بود كه پرداخت كردم. در هنگام رانندگي با كاميون سنگين هم اصلاً جريمه نشدم البته همسرم در برخي مواقع به دليل سبقت غيرمجاز مجبور به پرداخت جريمه شده است.
در جاده رانندهها برايتان مشكلي ايجاد نميكنند؟
يكبار در جادهء شيراز در حال حركت بودم كه يك دستگاه كاميون در جاده حركت زيگزاگي داشت شوهرم گفت از آن كاميون فاصله و يا سبقت بگيرم، من هم وقتي ديدم جاده باز شد سبقت گرفتم. در ابتدا آن كاميون به من راه داد اما در ميانهء راه وقتي متوجه شد كه زن هستم ماشينم را به سمت خاكي جاده منحرف كرد و شوهرم كه شاهد ماجرا بود عصباني شد، بالاخره چون به كار تسلط داشتم، آن كاميون عصباني را رد كردم.
تا به حال دعوا هم كردهايد؟
يكبار زماني كه از مرز ايران خارج ميشدم براي انجام امور اداري ترخيص از مرز تركيه در صف كاميونها ايستاده بودم. كاميون شوهرم نيز چند كيلومتر پايينتر از من بود.براساس نوبت يك كاميون ترك و يك كاميون ايران به ترتيب از مرز ايران خارج ميشدند.
نوبت من كه شد پليس اشاره كرد كه بيايم جلو، ناگهان كاميون كناري من از صف تركها از روي لجبازي يا حسادت به تصور اينكه من تنها هستم از من سبقت گرفت. پليس متوجهء اين حركت رانندهء ترك شد و حق را به من داد.
از مرز كه بيرون آمديم در امتداد يك جادهء باريك بيرون از مرز ناگهان يك كاميون از پشت سرم به سرعت در امتداد من حركت كرد، راه را باز كردم تا رد شود كه متوجه شدم رانندهء كاميون همان رانندهءترك است و به من نيشخند ميزد، او ميخواست به پايين جاده منحرفم كند به طوري كه از كنار آيينهء كاميونم رد شد و آينه را شكست، در اين لحظه شوهرم به من رسيد و از مهلكه نجاتم داد. البته دعوا به معناي آنچه در ذهن شماست نداشتهام.
براي يك زن رانندگي در داخل كشور راحتتر است يا خارج از كشور؟
رانندگي در خارج از كشور راحتتر است. در داخل، برخي آقايان چشم ديدن رانندگي يك خانم با اتومبيل سواري را ندارند چه رسد به اينكه يك زن راننده كاميون باشد. در كشورهاي اروپايي مانند آلمان، اتريش، مجارستان و روماني مردم با احترام با من برخورد ميكنند.
يادم ميآيد در مرز روماني يكبار پس از بازرسي كاميون، ماموران فكر كردند كه من يك توريست هستم اما وقتي خودم را معرفي كردم آنها بسيار تعجب كردند. هيبت يك زن ايراني در لباس مكانيكي و كلاه براي آنها جالب به نظر ميرسيد.
برخي فكر ميكنند، زنان از عوامل اصلي تصادفات هستند، آيا اين تصور درست است؟
در گذشته تصور ميشد زنان در رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي كوتاهي ميكنند اما امروزه شاهد اين هستيم كه زنان با رعايت كامل قوانين راهنمايي و رانندگي حتي بهتر از مردان رانندگي ميكنند و در اين زمينه فكر ميكنم حسادت مردان است كه با اذيت و تمسخر زنان نميخواهند قبول كنند كه زنان خوب ميرانند.
در ايران چند زن ديگر در اين شغل مشغول به كار هستند؟
شنيده بودم كه يك خانم در سالهاي قبل از انقلاب و كمي در دوران پس از انقلاب در اين بخش فعاليت ميكرده، اما تا جايي كه ميدانم هيچ زن ديگري در حال حاضر به غير از من در اين حوزه فعال نشده است. بسيار افتخار ميكنم كه به عنوان يك زن در اين كار سخت شركت دارم.
شما هم آهنگهاي قديمي گوش ميدهيد؟
بله! آهنگهاي قديمي مرا به ياد دوران كودكي و پدر و مادرم مياندازد.
اگر وزير راه بوديد براي جادهها چه كاري ميكرديد؟
اگر وزير بودم دستور ميدادم تمام دستانداز و چالههاي جادهها را درست ميكردند زيرا در برخي اتوبونها و بزرگراهها چالههايي وجود دارند كه تمام ديفرانسيل و صفحات كامپيوتري ماشين را به هم ميزند. به نظرم سرويسهاي بهداشتي مناسب نيز در جادهها وجود ندارد كه بايد در جادهها و پايانههاي كشور احداث شود.
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد از چهارراه استانبول چند قدمى به سمت بهارستان بروید، پاركينگ و ازدحام اتومبیل ها و آدم ها خودنمایی می کند. پاركينگ شبيه يك نمايشگاه بزرگ است كه در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود. فقط کافی است حوصله داشته باشید و از هر بساطی که روی زمین پهن شده به سادگی عبور نکنید. خریداران و فروشندگانی از هر ملیت و نژادی در آنجا پیدا می شوند. بیشتر توریست هایی که به تهران می آیند سری هم به این بازار می زنند. در بین فروشندگان هم از قومیت های مختلف ایران ترک، کرد، ترکمن، جنوبی گرفته تا افغان، قفقازی، پاکستانی و غیره یافت می شود. البته خیلی از فروشندگان این بازار عتیقه فروش ها و مغازه داران ناصرخسرو هستند که جمعه ها را از دست نمی دهند و جنس هایشان را برای فروش به اینجا می کشانند. بعضی از خریدارها که هر جمعه اینجا پرسه می زنند مجموعه داران صفحه، رادیو، گرامافون، عکس های قدیمی، انگشتر، تمبر و چیزهای دیگر هستند که به امید پیدا کردن شیئی قيمتى به اینجا می آیند.طبقه اول بیشتر ظروف، تمبر، کتاب و صفحه های قدیمی است. طبقه دوم فرش، میز، صندلی های لهستانی و ظروف مسی. طبقه سوم پارچه و لباس های هندی، افغانی و ترکمنی كه فروشندگانشان غالبا از راه های دوری به اینجا می آیند. کریم پیلتن که در بندر ترکمن زندگی می کند ماهی یک بار به ترکمنستان می رود و از آنجا لباس های سنتی و قدیمی ترکمن ها را برای فروش به جمعه بازار تهران می آورد. او هر پنجشنبه از بندر ترکمن راهی تهران می شود و جمعه شب باز می گردد. طبقه بعدی بیشتر صنایع دستی، گلیم و فرش هایی است که عمر زیادی ندارد و توسط هنرمندان جوان ساخته شده است. در این طبقه چشمتان به صندوقچه ها و سبدهای چینی و لباس های دیگر کشورهای آسیای شرقی هم می خورد. حتى جمعه بازار هم نتوانسته از تولیدات آنها در امان باشد.
اگر جيب آدم پر از پول باشد، حتى اگر قصد خريد هم نداشته باشد، خواه ناخواه چيزى يا چيزهايى براى خريدن در جمعه بازار پيدا مى كند. در هر صورت در جمعه بازار بايد حواس جمعى داشت و چانه زنى را نيز فراموش نكرد. چون فروشندگان اكثرا قیمت های گزافى می گویند كه بعدا با کمی تخفیف آن را به مشترى بفروشند. جمعه بازار از ساعت ٩ صبح تا ٥ بعد از طهر فعال است. کباب کوبیده با نان و دیزی که بویش همه پارکینگ را برداشته هم به عنوان غذا در رستوران موقت طبقه دوم برای خریدارانی که می خواهند جمعه را با یک غذای ایرانی بگذرانند، آماده است.
|
Woke up with yawn
It's dawning
I'm still alive
Turned on my radio to start up new day
As goddam DJ's chattered how to survive
Amazing news got over on the airwave
Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day
Woke up with yawn
It's dawning
I'm still alive
Turned on my radio to start up new day
As goddam DJ's chattered how to survive
Amazing news got over on the airwave
Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day
Almost another day
She's a shooting star (She's a shooting star)
Good night... good night...
She's a shooting star (She's a shooting star)
Good bye...
Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Tonight! Love is rationed
Tonight! Across the nation
Tonight! Love infects worldwide
Almost another day
See you some other day
by: Beat Crusaders
به این لینک برین برای دانلود ... متاسفانه نتونستم که لینک مستقیم گیر بیارم ... اول باید رجیستر کنید و بعد دانلود ..
... اما ارزشش رو داره چون تعداد زیادی آهنگ برای دانلود داره که می تونید بعدا دانلود کنید ...
شهریار در مورد اتهامهای وارد شده به گروههای زیرزمینی اظهار بیاطلاعی کرده و میافزاید: "از موضع آنها در بازپرسی و دستگیری بچهها بیخبریم، فقط تعهدی از آنها گرفته شده تا از این پس به اسم موسیقی زیرزمینی و غیرمجازسی دی تولید نشود".
شهریار میگوید: "همزمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، بحث مبارزه با موسیقی رپ هم شکل گرفته و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر شدهاند".
زندگي صحنه تلاش و بالندگي، و لحظه هاي آن چون رودي درگذر است. رودي مواج كه درتلاطمش ، انسان ها ساخته مي شوند ؛ پس تا دمي باقي است از لحظات و سخنان ديگران عبرت بگيريم : - با شكيبايي وصبر ، انتظار گشايش و پيروزي مي رود . ( حضرت محمد صلي الله عليه و آله) - اگر كوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علي عليه السلام) - صبر، ضامن پيروزي است . ( حضرت علي عليه السلام ) - هر كس يك ساعت شكيبايي ورزد ، ساعت ها حمد و سپاس خواهد گفت . ( حضرت علي عليه السلام ) - صبر، قله ايمان است . ( امام صادق عليه السلام) - بردباري ، هنگامي خوب است كه مبدأ منزهي داشته باشد ، وگرنه در مقابل بيدادگري ، بردباري ناتواني ، و ناتواني مقدمه نابودي است. ( زرتشت) - بردباري به هنگام خشم ، و خوش رويي به هنگام تنگدستي ، مشكل ترين كار است . ( سقراط) - هر چه بخواهيد به دست خواهيد آورد : اگر صبر و بردباري ، سرمايه شما باشد. ( لافونتن) - كسي كه هيچ چيز را تحمل نمي كند، خود، تحمل ناپذير است.( ژانه) - عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد) - مصائب خود را مانند لباس هايتان با كمال بي اعتنايي تحمل كنيد.( شكسپير) - راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده مبهم ، حال را از دست داد. (؟)
با خود صداقت داشته باشيد. آنگاه همچون چرخه ي طبيعي فرا رسيدن روز از پي شب ، خواهيد ديد كه با ديگران نيز نمي توانيد صادق نباشيد. 2. صداقت نخستين بخش كتاب عشق است. 3. آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد. 4. چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب. 5. ضرر را بر منفعت غير مشروع ترجيح دهيد ، ضرر تلخ است ولي آني است ، در حالي كه منفعت غير مشروع وجدان شما را همواره مي آزارد. 6. انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار مي دهند. 7. رستگاري تو در عمل ديگران تجلي پيدا نمي كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر مي شود. 8. از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم خواهد شد. 9. اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد. 10 . بخشش هنگامي آسان مي شود كه ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعف هاي خودمان و اين كه ما نيز امكان اشتباه كردن داريم معترف باشيم. 11 . صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است . 12 . صداقت بهترين منش است . با اعتماد به نفس به جنگ مشكلات برويد 1. تسلط بر نفس از فرمانروايي بر نفوس مشكل تر است. 2. اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد، براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد. 3. اجازه ندهيد كه ديگران با اعمالشان اعتماد به نفس را از شما بگيرند. 4. راز پيروزي انسان داشتن اعتماد به نفس است. 5. شكست همان شكست خوردن نيست، شكست كاري صورت ندادن است. 6. اگر شما جزو افرادي هستيد كه از برخورد نگاه مي هراسيد به اين معناست كه يا ريگي به كفش داريد يا اعتماد به نفستان متزلزل شده است. 7. اگر با اطمينان زندگي كنيد ، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران را مي آموزيد. 8. با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد تا در جهان پيرامونتان امكان وقوع پيدا كند. 9. ذهن ناخودآگاه شما با توجه به اين كه چگونه آن را برنامه ريزي كنيد مي تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد. 10. معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابرسختي ها، شكست ها و نااميدي هاست. 11. پيش فرض هاي نادرست ريشه شكست ها هستند . شهامت محك زدن پيش فرض هاي خود را داشته باشيد. 12. هرگز خودتان را دست كم نگيريد. وقتي كس ديگري ازعهده كاري برآمده باشد، به احتمال زياد شما هم مي توانيد از عهده آن برآييد. 13. نام شما زيباترين صوت در زندگي شماست . آن را با غرور بر زبان آوريد. 14. رمز اعتماد به نفس و شناخت صحيح ، عملكرد عالي است. 15.
اعتماد به نفس كليد موفقيت
براي كسب اعتماد به نفس و احترام به خود، توانايي شما در به دست آوردن استقلال مالي ضروري است.
1. اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است. 2. شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد. 3.مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه. 4. عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است. 5. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد. 6. اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد. 7. رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند. 8. كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد. 9. در درونِ جسارت ، نبوغ و قدرت سحرآميزي نهفته است. 10. واقع نگر باشيد و آينده ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد. 11. آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد. 12. شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد. 13. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند. 14. در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد. 15. هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد.
شامگاه چهارشنبه ، هشتم فروردين ، بخش فارسی صداي آمريكا Voice of America ، ميزبان استاد حسين عليزاده در برنامه ی یکساعته ی میزگردی با شما بود .

*** شرح و توضیح :
خداي عزيز براي سکونت در آسمانها و آباد ساختن ملکوت اعلي مخلوق ديگري
بنام فرشتگان بوجود اورد و آنان را در مکانهاي خالي و راههاي وسيع آسمانها
مملو کرد و شکافها را بوسيله آنان پر ساخت . در ميان فاصله هاي آسماني ..در
پرده هاي متعدد و باغهاي باصفا صداي عبادت فرشتگان بلند است ..پشت سر اين
زمزمه ها عبادت که گوش ها را مي نوازد نورهاي درخشاني وجود دارد که
چشمها را از ديدن ملکوت اعلي جلوگيري ميکند و حيران مي سازد .
خدا فرشتگان را بصورتهاي گوناگون و اندازه هاي مختلف خلق کرده است
فرشتگان داراي بالها هستند و در عظمت و عزت خدا شناورند . اين فرشتگان
امتيازي براي خود قائل نيستند و خود را ممتاز نمي دانند بلکه بندگاني شايسته
هستند که از خدا سبقت نمي گيرند و به دستور خدا انجام وظيفه ميکنند ......
خدا آنان را امانت وحي خود قرار داد تا اوامر و نواهي خدا را به پيامبرانش ابلاغ
دارند ..خدا آنان را از ترديد شبهه بازداشت و در نتيجه هيچکدام از راه رضاي
خدا منحرف نمي گردند ..خدا فرشتگان را در انجام وظيفه ياري داده ...قلبهاي
آنان را از تواضع وقار و احترام به ديگران اشغال کرده است خدا درهاي تعظيم
و احترام خود را بروي آنان گشود ..نورافکن آشکاري را جهت علامتهاي يکتايي
خود براي آنان نصب نموده ..سنگيني گناه ديگران آنان را تحت فشار سنگيني
قرار نمي دهد و گذشت شب و روز رنجي براي آنان ندارد شهوتهاي ترديد تصميم
آنان را نمي تواند مورد حمله قرار دهد ..گمانهاي گوناگون نمي تواند گره هاي
يقين آنان را باز کند ..کينه نمي تواند در دل آنان ريشه دواند..حيراني نمي تواند
معرفت خدا را که در دل آنان رخنه کرده است نابود سازد ...عظمت خدا و هيبت
جلال او که در زواياي روح آنان جاي گرفته هيچگاه توقف نمي کند ..وسوسه هاي
گوناگون قدرت ندارد کثافت خود را روي افکار آنان ببارد .
فرشتگان غرق در عبادت خدا هستند و حقيقت هاي ايمان ميان آنان و شناخت خدا
پيوند زده است يقين به خدا آنان را به عشق به خدا کشانيده است و ميل آنان بغير
آنچه مربوط به خدا نيست کشيده نمي شود ..شيريني شناخت خدا را چشيده اند
از جام محبت او سير آب شده اند در سويداي قلبشان ترس از خدا ريشه دوانيده
است به همين جهت به اثر طولاني بودن عبادات آنان کمرشان خميده است ......
طولاني شدن علاقه به خدا سرمايه اي توجه آنان را به خدا کم نکرده است .
آنگاه که خلق خدا دنبال خواسته هاي خود رفته اند فرشتگان با کمال ميل بخدا
توجه دارند عبادت فرشتگان نسبت به خدا پايان پذير نيست ..عشق آنان به عبادت
و خود باختگيشان نسبت به خدا فقط از اميد و ترسي سرچشمه مي گيرد تا در
کوشش آنان ضعفي حاصل آيد ..طمع آنان را اسير نمي گرداند تا در راه عبادت
و کوشش در راه خدا سست گردند و منافع خود را مقدم بدارند .
خدمات و ثواب هاي گذشته خود را بزرگ نمي دانند و برخورد بد ميانشان نيست
تا آنان را متفرق سازد ..کينه حسد بر آنان غلبه نمي کند ترديد آنان را در عقيده
متزلزل و متفرق نمي گرداند نظرهاي گوناگون آنان را به جدائي نمي اندازد .
بنابر اين فرشتگان اسير ايمان هستند و ترديد و عدول موجب دست برداشتن
آنها از ارتباط با خدا نخواهد بود و ضعف و سستي به آنها رخنه نخواهد کرد ...
در ميان طبقه هاي گوناگون آسمان گوشه اي نيست که فرشته اي در سجده و يا
جنب و جوش خدمت وجود نداشته باشد ...هر چه بيشتر خدا را اطاعت کنند
علم آنان افزايش مي يابد و عظمت عزت خدا را در قلبهاي آنان فزونتر گردد.
عجز انسان از درک فرشتگان............ .....
آيا هنگامي که فرشته مرگ به خانه اي در آمد ..از آمدن او آگاه ميشويد ؟؟
آيا هنگامي که يکي را قبض روح ميکنند او را مي بيني ؟؟
بچه را چگونه در شکم مادر مي ميراند ؟؟
آيا از راه اندام مادر وارد ميشود ؟ يا روح به اجازه خداوند بسوي او مي آيد ؟؟
يا همراه کودک در شکم مادر بسر مي برد ؟؟
آنکس که آفريده اي چون خود را نتواند وصف کند چگونه مي تواند
خداي خويش را وصف نمايد ؟؟؟؟!!!!!
افسوس که نامه جواني طي شد
و آن تازه بهار زندگي دي شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
فرياد ندانم که کي آمد کي شد ؟؟؟!!!
آرزوي تندرستي و سعادتمندي همه دوستان را دارم..در پناه حق






متولد اصفهان
مهدی سلوكی در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالی به نام گنجشك و ماه كاری از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقای رئيس جمهور شركت جست و با سريال «چراغهای خاموش» كاری از كاظم بلوچی چهره شد و در سريال «روشنايی دشت» كاری از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگی قرار است در سريالی ۹۰ قسمتی كه هنوز كليد نخورده و كاری است به كارگردانی كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزی و حديث فولادوند ايفای نقش كند.
ادامه مطلب
اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني
وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه
ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده
دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند
دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره
دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه
چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه
اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه
خوابي رو ببين که آرزوشو داري
اونجايي برو که دلت مي خواد بري
اوني باش که دلت مي خواد باشي
چون تو فقط يه بار زندگي مي کني
و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري
بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه
اونقدر تجربه که قويت کنه
اونقدر غم که انسان نگهت داره
و اونقدر اميد که شادت کنه
شادترين مردم لزوما بهترين چيزا رو ندارن
اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن
روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه
تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره
وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي
و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد
يه جوري زندگي کن که آخرش
تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه

خدا از ما چی می خواهد؟!
می خواد ما فقط مهربان باشیم مهم نیست از چه ملیتی یا چه دین و مذهبی هستیم
همه ما از یک روحیم خداوند از روح خودش به انسان دمیده .
اگه ادعا داریم که خدا رادوست داریم باید اول بندگان او را دوست داشته باشیم چون از
از روح خدایند
پس به قول سعدی . بنی آدم اعضای یکدیگرند زدر آفرینش زیک گوهرند
یک دوستی می گفت چیزی به اسم دین وجود نداره اصلا همه ادیان یکی هستن
که تنها هدفشون معرفی خداست. مذاهب فقط انسانهارا از هم جدا می کنند
و باعث به وجود امدن تعصبا ت بی جا می شوند.هر کسی مذهب خودشا برتر از مذاهب دیگه میدونه
بنظر من این درست نیست همون طور که میدونیم گرامیتریم انسانها نزد خداپرهیزگارترینان هستن
(گفتار نیک پندار نیک کردار نیک ) که در هر دینی بطور کلی به آن اشاره شده
مهم نیست که از کدام ملیتی باشیم یا ازچه مذهبی تنها چیزی که انسان را به انسان دیگر برتر می کند اعمال انسانه
همه کس طالب یار ند چه هشیار وچه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
انتونی رابینس می گوید ما هیچ وقت نمی تونیم در مسند قضاوت قرار بگیریم حتی کسی را که
میبینیم اشتباه میکنه نباید سرزنش کنیم ، شاید این اشتباه از دید ما غلط باشد
هرکسی به قدر ظرفیت و تکامل خودش باز خواست میشه
عیب رندان مکن ای ذاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.
نتیجه این تفکر اینه که به هیچ عنوان ازدست کسی نباید ناراحت شد و باید بدون هیچ توقعی
محبت کرد. زندگی دقیقا مثل آیینه هست هر کاری بکنیم عین آن به خودمان برمی گردد
تو کتاب لیاقت عشق خوندم اگر می خواهید عشق بسویتان سرا زیر شود
باید اول خودتان به دیگران بدون هیچ قید و شرطی عشق بورزید
حتی دانشمندان هم به این امر واقف شدن که خیلی از بیماریها ناشی از تخلف انسان از قانون محبت است
محبت کردن باعث تعادل روح میشود . و از انجایی که می دانیم تمام بیماریها جسمی ناشی از روحه .
وقتی روح تعادل داشته باشه دیگر ما دچار بیماریهای عجیب غریب که جامعه امروز بشری دچار اونه ؛
نمی شویم
وجالبه که بدونیم حسادت باعث پیری زود رس سلولهای بدن می شه
دروغ گفتن باعث فشار خون ، کینه داشتن باعث بوجود آمدن سلولهای سرطانیه
البته اینا از نظر علمی ثابت شده( درسته که میگن درد هم خودمانیم دواع هم)
برای این که خدارا بشناسیم باید به اسرار وجود خودمان پی ببریم
ما حتی خودمان را هم نمیشناسیم آنقدر قرق در مسائل روزمره شدیم که خود را نیز از یاد بردیم
و به اسانی جان خود را تسلیم گناه میکنیم وضمیر خودمان را آلوده میگردانیم
و همین امر مارا از درک واقعیتها منع می کند چون خودمان حجاب خودمانی و غباری از گناه چشمان را
به واقعیتها بسته
اگه ما به فطرت خودمون مراجعه کنیم بدون تاثیر از اطراف و تعصب خاصی می تونیم به معبود برسیم
می تونیم خدا را درک کنیم و باتمام وجود عشق بورزیم
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای اکراه نیست
در طریقت هرچه پیش سالک اید خیر اوست
در صرا ط مستقیم ایدل کسی گمراه نیست
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
(حافظ)
حق یارتان















